سالروز پیروزی انقلاب اسلامی

من سالروز پیروزی انقلاب اسلامی و دهه فجر را به همه ملت و همه مستضعفین جهان و شما آقایان که اسوه حسنه این ملت هستید تبریک عرض می‏کنم و از خداوند تعالی توفیق همه را برای خدمت به بندگان خدا و ادامه پیروزی از خداوند توانا میخواهم‏. اساس ادامه یک پیروزی و ادامه یک انقلاب ...

کد : 293 | تاریخ : 15 بهمن 1396

سخنرانی [در جمع مسئولان و اعضای قوای مقننه و مجریه (آفات انقلاب)]
زمان: صبح 19 بهمن 1360/ 13 ربیع الثانی 1402
مکان: تهران، جماران‏
موضوع: بیان آفات و انحرافات از انقلاب‏
مناسبت: گرامیداشت روز نیروی هوایی‏
حضار: خامنه‏ای، سید علی (رئیس جمهور)- هاشمی رفسنجانی، اکبر (رئیس مجلس شورای اسلامی)- نمایندگان مجلس شورای اسلامی- وزراء- اقشار مختلف مردم- پرسنل ارتش‏
بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏
ناتوانی قدرتها در مواجهه با ملتها
من سالروز پیروزی انقلاب اسلام و دهه فجر را به همه ملت و همه مستضعفین جهان و شما آقایان که اسوه حسنه این ملت هستید تبریک عرض می‏کنم و از خداوند تعالی توفیق همه را برای خدمت به بندگان خدا و ادامه پیروزی از خداوند توانا می‏خواهم. اساس ادامه یک پیروزی و ادامه یک انقلاب در یک امری است که به نظر می‏آید در رأس امور واقع است و او اینکه دولت، مجلس و کسانی که در ارتش هستند و سپاه و همه اینها از طبقه متوسط و مادون متوسط باشند. اساس سلطه ‏ای که بر کشورها و بر کشور ما از طرف غیر واقع شده است، افراد مرفه و کسانی که سرمایه‏ های بزرگ داشته ‏اند، یا قدرت برای حفظ خودشان و حیثیت خودشان در دست داشته ‏اند، [می‏باشند]. مادامی که مجلس و ارگانهای دولتی و همه اینها و مردم از این طبقه متوسط و مادون متوسط تشکیل بشود، امکان ندارد که یک دولت بزرگی، یک قدرت بزرگی به هم بزند اوضاع را. همیشه این قدرتهای بزرگ در هر کشوری یک نفر را با او تفاهم می‏ کردند که این یک نفر برای خودش و برای قدرتمندی خودش و برای سرمایه خودش فعالیت می‏کرد. او را می‏ دیدند و ملت را می‏ چاپیدند و به اصطلاح کدخدا را می‏ دیدند و ده را می‏ چاپیدند.
هیچ وقت قدرتهای بزرگ مواجه با ملتها، اگر شدند نتوانستند کار خودشان را انجام‏ بدهند و مواجه هم نشدند. هر وقت که می‏ خواستند یک دولتی را یا یک سلطنتی را یا یک ریاست جمهوری را که بر وفق مرام آنها عمل نمی‏ کرده از بین بردارند، در مقابل او یک قدرت دیگری می‏ تراشیدند و با آن قدرت این قدرت را از بین می‏ بردند. کار به دست ملت نبوده است و کار به دست طبقه متوسط و مادون متوسط نبوده است. غیر متناهی بودن آمال انسان‏ اینکه این عمل را آنها انجام می‏ دادند یک نکته روحی دارد و آن این است که انسان در باطن خودش و فطرت خودش تناهی ندارد؛ آمالش، آمالش غیر متناهی است، وقوف نمی‏ کند آمال انسان و وقتی که این طور است، اگر انسان اسیر همین آمالِ غیر متوقف بشود و ببیند که یک ابرقدرتی این آمال او را و آن خواسته ای مادی او را و آن قدرت او را و سلطه او را بر ملت خودش حفظ می‏کند، او دیگر در بند این نیست که برای ملت کار بکند؛ برای اینکه، از طبقه مرفه است و از طبقه قدرتمند است، و قدرتمندی هم و همین طور حب مال و جاه هم حدی ندارد، مرزی ندارد. آن برای حفظ قدرت خودش و پشتوانه ‏ای که دارد، برای این حفظ قدرت با ملت آن می‏کند که همه حیثیت ملت و گنجینه‏ های ملت را در دسترس او قرار بدهد، یک سهم ناچیزی هم برای خودش بگیرد. الآن شما ملاحظه می‏ کنید که قدرت هایی در دنیا هست از حیث مال که اگر اموال شان را تقسیم بکنند به این 36 میلیون جمعیتی که ما داریم، اگر یک نفر از آنها اموال شان را تقسیم بکند، تمام افراد این 36 میلیون مرفه می‏شوند و از طبقه باصطلاح خودشان بالا می‏شوند. یک نفر از آنها این طور است، لکن همان آدمی که دارایی او به این اندازه بود، از این آدمی که درویش سر محله است حرصش به دنیا بیشتر بود، حرصش به مال بیشتر بود و بیشتر می‏ خواست جمع بکند. هر چه مال اضافه بشود حرص انسان اضافه می‏ شود. هر چه قدرت اضافه بشود حرص انسان به قدرت، اضافه می‏ شود... صحیفه امام، ج‏16، ص: 22

انتهای پیام /*